لاو سینما : سینمای ایران و جهان

غذا خوردن تازه به پلان می رسیدند؛ ولی سینمای آمریکا این طور نیست و مبتنی بر فن و تکنیک و استوری برد است

آخرين به روز رساني : یکشنبه 01 بهمن 1396


کل مطلب : 4236 مطلب / کل بازديد : 556,6361
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليت آیینه بغل





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 4068
تاريخ انتشار : پنجشنبه 21 دي 1396 - 19:21

فریدون جیرانی یکی از متفاوت ترین فیلم های سال های اخیرش را راهی پرده سینماها کرده است. فیلمی با ساختار سینمایی متفاوتی که با استقبال عجیبی از سوی مخاطب عام رو به رو شد. یک فیلم سیاه و سفید که قصه سرد و عاشقانه ای دارد. فریدون جیرانی در این فیلم از چهره های جدید سینما استفاده کرده است و می گوید که این ستاره های جوان راه را برایش ساده تر کردند. به آن ها اعتماد کرد و از این اعتماد خوشحال است.

از قصه فیلم بگویید. به نظر می رسد اینکه این فیلم زمان و مکان خاصی ندارد، خیلی خوب درآمده است؟

ما ابتدا به یک داستان بی زمان و مکان فکر نمی کردیم. بیشتر در این فکر بودیم که می خواهیم زیر سقف باشیم و از زیر آن خارج نشویم. به تدریج که دکور ساخته شد و به اتود نهایی رسیدیم این مسئله به ما یک فضای خاصی داد. طبیعتا حالا هم همه ایراد می گیرند که در این فضای بی مکان و بی زمان موبایل و تلگرام چه می کنند؟ ما به قصد بی زمانی و بیم مکانی دکور نساختیم. ولی دکور را ساختیم که فضای فیلم را عوض کنیم، فضای فیلم، لباس، دکور و صحنه را عوض کردیم و زمانی که این فیلم نمایش داده شد همه احساس کردند که ما از ابتدا به دنبال این فضا بودیم، اما واقعا برای ما بیشتر از بی زمانی و مکانی این مهم بود که شهر در فیلم دیده نشود.
 
گفت و گو با فریدون جیرانی به بهانه اکران «خفه‌گی» 

با وجود این بی مکانی یک جایی زهره از پونک حرف می زند که قصه را به تهران ربط می دهد.

در مصاحبه مطبوعاتی انتهای جشنواره هم آقای جناب بالا آمدند و گفتند ای کاش شما پونک و تلگرام را نداشتید، می توانستیم پونک را دربیاوریم ولی درنیاوردیم؛ چون وقتی فیلمی ساخته می شود و بعد از آن ایرادی گرفته می شود نباید ایرادات را برطرف کنیم و بگذاریم همان فیلم اکران شود.

نوید محمدزاده و الناز شاکردوست کاراکترهای سرد و درون گرایی هستند و ماهایا پطروسیان درست در نقطه مقابل قرار دارد، این اتفاق برای ایجاد یک تعادل در فیلم ایجاد شده بود؟

تنها کاراکتری که خارج از اجرا عمل می کند کاراکتر ماهایا پطروسیان است که بخش واقع گرایانه فیلم را تقویت می کند و احساس می کنید که با یک فیلم بخش واقع گرایانه رو به رو هستید. اما باقی کاراکترها داخل ژانر هستند؛ سرد و بی روح. من می خواستم این بخش را در فیلم داشته باشم که نشانه هایی از زندگی واقعی جامعه امروز در آن باشد. ماهایا هم خیلی خوب بازی کرد و نکته جالب این بود که خیلی ها از صحنه مهمانی که آن را سه بار گرفتیم، خوششان می آید در حالی که گرفتن این بخش برای ما خیلی سخت بود تا به شکلی درآید که باورپذیر باشد ولی ماهایا آنقدر خوب بازی کرد و آن فضا را به خوبی ایجاد کرد که به ایجاد یک بخش گرم داخل یک قصه سرد کمک زیادی شد.
 
گفت و گو با فریدون جیرانی به بهانه اکران «خفه‌گی» 

ای کاش کمی زهره قصه بیشتر بود، چرا این قدر نقشش کم است؟

به همان میزان به ماهایا فکر شده بود یعنی به همان مقدار به کاراکترها فکر شده بود و ماهایا بعدا اضافه شد و بیشتر از آن هم نمی شد به آن فکر کرد.

از قاب بندی ها و ریتم کندی که در فیلم وجود دارد، فکر نکردید که ممکن است مخاطب خسته شود؟

برای من مهم نبود؛ فکر می کردم که فیلم و آدم ها باید کند باشند و سرد بازی کنند. البته برای همیشه ریتم فیلم ها و آدم های فیلم هایم تند هستند، تند راه می روند و تند حرف می زند. در «آب و آتش» هم همین سیستم به فیلم لطمه زد که من به آدم ها می گفتم تند حرف بزنید، تند راه بروید. در حالی که جنس آن فیلم هم ایجاب می کرد که من فیلم را کندتر بگیرم. کم کم به این نتیجه رسیدم که لحنی که من برای این فیلم باید انتخاب کنم لحن سرد و ساکتی است و دوربین یک ناظر است. دوربینی که کمتر حرکت می کند بنابراین بر این اساس طرح فیلم را ریختم؛ فیلم بردار، طراح صحنه، طراح لباس و گریم خیلی کمک کردند که از این سردی و سکون دربیاید.
 
همین طور که گفتید طراحی صحنه، گریم، موسیقی و قاب بندی ها خیلی خوب بود، همه از شما انتظار دارند که فیلم نامه نویس بهتری باشید ولی اینجا کارگردان خیلی بهتری بودید؛ خودتان اینطور فکر می کنید؟

همه می گویند فیلم نامه اشکال دارد و کارگردانی خوب است ولی من معتقد هستم اگر این فیلم نامه را یکی دیگر می ساخت به این شکل در نمی آمد. من همیشه این را می گویم فیلم نامه ای را که من می نویسم فقط خودم می توانم آن را دربیاورم و اگر فیلم نامه دست کسی دیگر برود جور دیگری می شود. فیلم نامه و کارگردانی من قاطی است یعنی روی کاغذ کارگردانی می شود، روی صحنه تکمیل می شود. بنابراین از هم جدا نیستند، ولی ضعف هایی وجود دارد که به تدریج آن ضعف ها باید برطرف شود. نکته مهم این است که من با فیلم نامه کارگردانی می کنم؛
 
یعنی معتقد هستم که از زمانی که پشت میز می نشینم و فیلم نامه می نویسم کارگردانی من شروع می شود. کارگردانی یک امتیاز دارد، فیلم نامه یک امتیاز، در کارگردانی تنها نیستی اما در نوشتن فیلم نامه یک میز است و خودت و مواردی که خودت با آن تنهایی و کسی هم نیست که کمکت کند اما یک نکته اینجاست که سر یک فیلم، یک فیلم بردار، طراح صحنه، طراح لباس، طراح گریم و دستیار کنار تو هستند که همه اینها می توانند در خلق کار به تو کمک کنند، ولی در فیلم نامه خودت تنها هستی. برای من مهم است که حس و حالم در فیلم نامه در بیاید بنابراین من اول از حس و حال فیلم نامه شروع می کنم. صحنه ابتدایی اختتامیه برای من ملکه شده و بعد به خلق فیلم می انجامد.
 
گفت و گو با فریدون جیرانی به بهانه اکران «خفه‌گی»
 
به تازگی در سینمای ایرانی با پدیده هایی رو به رو شده ایم به اسم استوری برد کشیدن و از قبل قاب ها را درست می کنند. شما این کار را انجام دادید یا اینها را در ذهن خود می بندید؟

من معتقد نیستم که کلیت سینمای ایران مبتنی بر استوری برد است، کلیت سینمای ایرانی مبتنی بر ذوق و سلیقه و همکاری تیمی است؛ حالا در یک سری آثار امکان دارد که استوری برد و دقیق کارکردن معنا داشته باشد؛ در حالی که من معتقدم سینمای ایران حتی سینمای بعضی کشورها مثل ایتالیا مبتنی بر کار تیمی است که وارد صحنه می شوند و تیمی که با هم همکاری می کنند تا آن کارگردان به خلق اثرش برسد؛ یعنی اگر شما تاریخ سینما را ورق بزنید، متوجه می شوید وقتی نعمت حقیقی، اسفندیار منفردزاده و بهروز وثوقی وقتی کنار کیمیایی بودند کار او خیلی خیلی بهتر بود؛ چو ن این سه چه در مقام فیلم نامه نویس چه مقام آهنگ ساز و فیلم بردار و بازیگر مغز اصلی بودند و در فیلم تفاهمی را شکل می دادند که این تفاهم فیلم را می ساخت؛
 
یعنی این طور نبود که آقای کیمیایی یک استوری برد دقیق بکشد و نعمت حقیقی آن استوری برد را انجام بدهد. سینمای ایران معمولا این طوری است سینمای ایتالیا هم همین طور؛ اگر خاطرات مارچلو ماسترویانی را بخوانید او می گوید ما می آمدیم سر صحنه بعد تازه کارگردان می آمد فکر می کرد و بعد از غذا خوردن تازه به پلان می رسیدند؛ ولی سینمای آمریکا این طور نیست و مبتنی بر فن و تکنیک و استوری برد است.برترین ها

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد