ابزار وبلاگ

مافیای سینمای ایران دقیقا یعنی چه؟

لاو سینما : سینمای ایران و جهان

ریشه‌ای این سینما برمی‌خوریم، خیلی‌ها به عنوان راه‌حل یقه دولت را می‌گیرند که باید زیرساخت‌ها را بهنر پرورش دهد.

آخرين به روز رساني : شنبه 19 خرداد 1397


کل مطلب : 4413 مطلب / کل بازديد : 507,2741
تبليغات

تبليغات
خرید بلیت به وقت شام
خريد بليت فراری
خرید بلیت لاتاری
خرید بلیت لونه زنبور
خرید بلیت مادر
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 3983
تاريخ انتشار : دوشنبه 18 دي 1396 - 11:10

خلف در آمار فروش گیشه‌ها حتی یک روز هم در سینمای ایران غایب نبوده. از قبل از انقلاب که سیستم فروش فیلم‌ها اصطلاحا فیکسی بود این حرف و حدیث‌ها وجود داشت و بعد از انقلاب هم همچنان بوده و هست. رانت‌های ویژه در اکران بعضی از آثار هم موضوع دیگری است که اکثر اوقات با وجود آنچه تصور می‌شود ربطی به ارزشی بودن یا نبودن یک فیلم ندارد. در این رابطه می‌شود به مظلومیت مطلق خیلی از آثار دفاع مقدسی در سال‌های اخیر اشاره کرد که مافیای پخش به آنها فرصت آزمودن بخت‌شان در گیشه‌ را هم نداد. مساله دیگری که غیر از تقلب در آمار فروش فیلم‌ها و رانت‌های غیرخصوصی اکران وجود دارد، فیلم‌هایی هستند که اساسا سودآوری‌شان برای تهیه‌کننده را قبل از تولید فیلم یا حین تهیه کار به دست می‌آورند. پولشویی، وام‌های بلاعوض و… از جمله عوامل این نوع عجیب از کسب درآمد هستند. سپس آثاری وارد چرخه اکران خواهند شد که اگر یک ریال هم نفروشند، برای تهیه‌کننده هیچ مهم نیست. این نوع فیلم‌ها شمایل خاصی به آرایش رقبا در جدول اکران می‌دهند. اما مافیا چیست؟

مافیا سیستمی است که فروش محصولات خود را از طریق حذف شیمیایی رقبا رونق می‌دهد؛ نه از طریق بالا بردن کیفیت کارها و به عبارتی مصداقی‌تر، آنچنان که به سینمای ایران هم مربوط باشد باید گفت مافیای پخش بخشی از جریان فیلمفارسی است. البته این شکل از مافیای سینمایی بر روند تولید آثار هم تاثیر می‌گذارد. دقت کنیم ژانرهایی مثل وحشت یا معمایی و… که اساسا در همه جای دنیا پولساز هستند، چرا هیچ‌وقت در سینمای ایران آنچنان پا نگرفته‌اند؟

پرواضح است که ساخت یک فیلم مثلا معمایی، اگرچه با امکانات فیلمسازی ایران کاملا ممکن خواهد بود اما پیچیده‌تر از یک فیلمفارسی و  فراتر از توان فنی و ذهنی تولیدکنندگان این نوع آثار است و آنها لاجرم ناچارند به روش‌های شیمیایی – و نه فیزیکی و فاحش- چنین رقبایی را از صحنه خارج کنند. بزرگ‌ترین و پربسامدترین ادعای کسانی که معمولا به سردمداری مافیا در سینمای ایران متهم می‌شوند تکیه آنها بر تولید تام و تمام آثارشان در بخش خصوصی است. اما اگر کسی قصد تحریف معنای معمول واژه مافیا را نداشته باشد باید گفت اساسا مافیا هم چیزی است که در بخش خصوصی فعالیت می‌کند وگرنه به ویژه‌خواری‌های دولتی عنوان رانت داده می‌شود نه مافیا؛ در ضمن رانت‌های دولتی -با فرض وجودشان- لااقل هر هشت سال یک بار بین گروه‌های مختلف دست به دست می‌شوند؛ در حالی که مافیا چنین نیست و حتی با تغییر نظام سیاسی در ایران می‌بینیم که اصحاب فیلمفارسی قبل از انقلاب، با تغییراتی در بعضی سطوح کارشان، به سینمای بعد از انقلاب هم می‌آیند، چه برسد از دولتی به دولت دیگر. البته تمام این صحبت‌ها به آن معنا نیست که تهیه‌کنندگان سینمادار در ایران، تمام آثارشان را ذیل طیف فیلمفارسی‌ها ساخته‌اند، بلکه مساله اصلی همان مغز جریان و به عبارتی همان گروهی است که ریل‌گذاری‌های اصلی را انجام می‌دهد. در ضمن، بنا بر خصلت همیشگی بازار، این طیف هم همواره سازشکاری‌های تاکتیکی فراوانی با شرایط زمانه دارد و ممکن است  یک روز و در یک دولت از مسعود ده‌نمکی و روز دیگر و در دولتی دیگر از اصغر فرهادی حمایت‌هایی ویژه کنند که این هم برای هماهنگی با ساختارهای موجود است.

میزانسن صحنه‌ اکران

در سینمای ایران پدیده‌ای داریم که به فیلمسازی دلی معروف است؛ اما اگر از پوسته این واژه زیبا عبور کنیم، به معنای چندان جالبی نخواهیم رسید. فیلمسازانی که خارج از سینما، تمکن مالی بالایی دارند و فعالیت‌شان در حوزه هنر صرفا یک نوع تفریح یا تفاخر است، قاعده صنعت فیلمسازی ایران را شکل و شمایل خاصی داده‌اند. این پدیده باعث شده وقتی یک فیلم‌اولی سناریویی را پیش تهیه‌کننده‌ای می‌برد، آن تهیه‌کننده اول از او بپرسد که «چقدر از هزینه فیلم را خودت تأمین می‌کنی» و وقتی مقدار قابل‌توجهی از هزینه تولید فیلم توسط خود آن جوان، بی‌اینکه قصد بازگشت آن وجود داشته باشد پرداخت شد، چند فقره وام و کمک بلاعوض از مراکزی مثل فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم ضمیمه بودجه فیلم می‌شوند و دیگر بدون نیاز به اسپانسر – تا چه رسد به فروش فیلم در گیشه-  هزینه‌های ساخت یک اثر تامین شده‌اند. هنگام پرداختن به بحث مافیا در سینمای ایران از آن جهت لازم است حتما به این قضیه هم پرداخته شود که بخش قابل‌توجهی از فیلم‌های سینمای ما، امروز به این شکل ساخته می‌شوند و به هر حال فیلمی که هزینه ساخت آن توسط کارگردانش فقط به این دلیل تامین شده که می‌خواسته نامش را در کتاب کارگردانان سینمای ایران ثبت کند و به عبارتی فیلمی که ساخته نشده تا پولش را در گیشه دربیاورد، هم مختصات جدول اکران را شکل ویژه‌ای می‌دهد و هم روی میانگین سطح کیفی آثار تأثیر کاهنده‌ای خواهد داشت. این نوع فیلم‌ها هر سال چند برابر ظرفیت اکران در سینمای ایران تولید می‌شوند و برای خیلی‌هاشان هنر و تجربه آخرین ایستگاه است.

اما بخش دیگری از آثار مربوط می‌شوند به تولیدات ارگانیک، یعنی فیلم‌هایی که توسط نهادهای مختلف حاکمیتی و با انگیزه‌های تربیتی، آموزشی و گاه ایدئولوژیک تولید می‌شوند. البته تولید این نوع آثار در چند سال اخیر به شدت کاهش پیدا کرده، اما مافیای پخش شاید علی‌رغم میل باطنی‌اش مجبور است گاهی بخشی از فضای خود را به این نوع آثار اختصاص بدهد. اما دسته دیگری از فیلم‌ها آثاری هستند که با نگاهی به مضامین ملی و مذهبی ساخته شده‌اند در حالی که هیچ نهاد یا ارگانی از آنها حمایت بخصوصی نکرده و نمی‌کند؛ چنین فیلم‌هایی را باید مظلوم‌ترین بخش از سینمای ایران بخصوص در عرصه اکران دانست.

هادی حاجتمند، کارگردان فیلم اشنوگل که در حوزه دفاع مقدس تنها با صرف هزینه‌ای معادل ۳۵۰ میلیون تومان ساخته شده، در این باره می‌گوید: «سیستم سینمای ایران تحت‌هیچ عنوان براساس استراتژی مشخص نیست و اکران فیلم‌ها برعهده سه شرکت پخش فیلم است که به‌راحتی تصمیم می‌گیرند کدام فروش کند و کدام فیلم فروش نکند… . وقتی گفتیم موضوع فیلم ما دفاع مقدساست، صریحا به ما گفتند که نمی‌فروشد. آنچه ما انتظار داشتیم این بود که لااقل برخورد با فیلم ما همانند برخورد با سایر فیلم‌ها باشد اما ما در این مسیر بی‌عدالتی‌های بسیاری دیدیم. »

غیر از سه دسته‌ای که از آنها نام برده شد و فیلم‌هایی که احیانا قابل‌ جانمایی در این دسته‌بندی‌ها نیستند، باید به گروه دیگری از آثار اشاره کرد که به فیلمفارسی‌ها مشهورند و دوام‌شان در سبد تولید سینمای ایران، دوامی که طی تمام این سال‌ها و به‌رغم عوض شدن چندباره سلیقه مخاطبان و به راه افتادن موج‌های متعدد فیلمسازی در کشور، ادامه پیدا کرده، در حقیقت نه به پسند و طبع مخاطب ایرانی، بلکه به مافیای پخش مربوط است. سال‌هاست که وقتی در تحلیل‌ها به مشکلات ریشه‌ای این سینما برمی‌خوریم، خیلی‌ها به عنوان راه‌حل یقه دولت را می‌گیرند که باید زیرساخت‌ها را بهنر پرورش دهد.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد