لاو سینما : سینمای ایران و جهان

تغییر جذابیت‌های قصه‌گویی

آخرين به روز رساني : سه شنبه 01 آبان 1397


کل مطلب : 4640 مطلب / کل بازديد : 640,1771
تبليغات

خرید بلیت شعله ور
خرید بلیت یک کیلو و بیست و یک گرم
خريد بليت چراغ های ناتمام
خرید بلیت داش آکل
خرید بلیت تنگه ابوقریب
خرید بلیت پشت دیوار سکوت
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 3955
تاريخ انتشار : شنبه 16 دي 1396 - 23:32

امیر عبدی، فیلمنامهنویس با تاکید بر اینکه هر فیلم از درامی هر چند اندک بهره دارد، به جامجم میگوید: اساسا لفظ «ضد قصه» از نظر من مردود است. از این جهت که هیچ فیلم یا سناریویی نیست که قصه نداشته باشد. فیلم هر چقدر هم بدون اکت و روایتی ویژه باشد قصهای دارد. بنابراین قصه در داستان هست، اما این جذابیتهای قصهنویسی است که بر اثر مرور زمان تغییر میکند. به عنوان مثال قصه «دن کیشوت» در زمان خودش خیلی زیباست و تا برههای از تاریخ هم جذابیت اش را حفظ میکند اما الان اگر عین همان قصه را بخواهید روایت کنید شما را درگیر نمیکند.

فیلمنامهنویس «لاک قرمز» میافزاید: قوانین و قراردادهای موجود بر سر راه فیلمنامهنویسان قطعا دست آنها را در روایت داستان موردنظرشان میبندد، اما این نکته را هم باید در نظر داشت که سلیقه مردم تغییر میکند. رفتارهای اجتماعی، بایدها و نبایدها، ذائقه سنین مختلف و... تغییر میکند، اما ما (و بیشتر نسل قدیمی سینما) اصرار داریم که همچنان به فرمت سالهای قبل برگردیم و از گام برداشتن در مسیری دیگر ترس داریم.

سینمای اجتماعی، نیازمند قصه

داوود خیام، نویسنده و کارگردان هم قصهگویی را از عمده مسائل سینمای دنیا میداند و در گفتوگو با جامجم بیان میکند: بارها و بارها از شروع تاریخ سینما تا امروز قصهها به انواع و اقسام مختلف گفته شده و این چگونه قصهگفتن نهتنها در ایران که در تمام دنیا از مسائل مهم سینماست، اما در جامعه ما به دلیل شرایط فرهنگی و سیستم نگرش جمعی مردم نمیتوانیم خیلی از قصهها را بازگو کنیم.

کارگردان و نویسنده فیلم «ماحی» ادامه میدهد: در دورهای این بحث مطرح بود که فیلمهای خارجی را در سینمای ایران روی پرده ببریم. سوال من به عنوان نویسنده و کارگردان این بود که وزارت ارشاد به من اجازه میدهد که بخواهم از روی همان قصه خارجی فیلم بسازم؟ قطعا نه، چون بیان برخی موضوعات در جامعه ما تعریف نشده است. این کارگردان در پایان تصریح میکند: در سینمای دنیا بیشتر بخشی کار میکند که منتقد است و نگاهی انتقادی به موضوعات جامعه دارد. وقتی این بخش بیانگیزه شود دیگر میخواهیم از چه چیزی صحبت کنیم؟ به همین خاطر است که بخشی از سینماگران میروند سراغ فانتزی سازی، طنز و... که البته ایرادی هم ندارد، اما نباید فراموش کنیم سینمای اجتماعی ما نیاز به قصه دارد که وقتی در آن ورود میکنند به قدری تبعات دارد که به ناچار از آن دوری میکنند.

انداختن توپ در زمین قوانین

پیمـــان عبـــاسی فیلمنامهنویس سینما و تلویزیون درباره لکنت در فیلمنامهنویسی در گفتوگو با جامجم میگوید: چیزی که ما الان به عنوان فیلمنامهنویس در داستانهایمان ترسیم میکنیم با چیزی که در جامعه کنونی دیده میشود متفاوت است و بنابراین مخاطب با آثار تولیدی روز ارتباط برقرار نمیکند.

فیلمنامهنویس فیلمهای سینمایی «پرتقال خونی»، «توفیق اجباری» توپ را در زمین نهادهای فرهنگی میاندازد و میگوید: برای فیلمنامهنویسان خطوط قرمز علنی نشدهای وجود دارد که درامها را خود به خود الکن میکند. مقولههایی که ما میتوانیم راجع به آنها صحبت کنیم خیلی محدود است و ما با ابزار محدود چه کار خارقالعادهای میتوانیم انجام دهیم؟ ما حتی در فیلمنامهنویسی نمیتوانیم از دیالوگهای رها استفاده کنیم!

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد