لاو سینما : سینمای ایران و جهان

آدم‌های زودباور، ترسو، ساده‌انگار و قهرمان‌های منفعل و در حاشیه تمدن و…در سینما به مردم معرفی می‌شد!

آخرين به روز رساني : پنجشنبه 28 دی 1396


کل مطلب : 4188 مطلب / کل بازديد : 553,9341
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليت آیینه بغل





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 3866
تاريخ انتشار : جمعه 01 دي 1396 - 19:53

دیالوگ مهم فیلم جدید «منوچهر هادی»، «شهر هرته!؟ نه شهر پولدارهاست» است که بعد از ساخت سریال خانگی عاشقانه و فیلم سینمایی کارگر ساده نیازمندیم، در آینه بغل، جنس شیک‌تری از فیلمفارسی قبل از انقلاب را عرضه کرده است! ملغمه‌ای است که همه نوع شوخی‌های کلامی و رفتاری را در خود جای می‌دهد و برای هر ناهنجاری‌ای که در سینمای فیلمفارسی قبل انقلاب وجود داشته است، سهمی بازکرده است؛ از موسیقی متنِ لایتِ غربی به سبک هالیوود و تکه‌کلام‌های بوالهوسانه زن روانپریشِ غرب‌زده که در اینستاگرام میان هوادارانش پرسه می‌زند، تا تکه‌های سیاسی فتنه ۸۸ و میتینگ‌های رنگینِ انتخاباتی و ماجرای برجام و چهار درصدی‌های انتخابات ۹۶ و نهایتاً شوخی با کاخ سفید و دکتر ظریف و مذاکرات هسته‌ای!

در آینه بغل با جنسی از سینمای اعتراضیِ بی‌خطر و اتوکشیده روبه‌روییم که این سؤال را برای مخاطب دغدغه‌مند ایجاد می‌کند که در وضعیت تحریم و تحقیر کشور، چرا سینمای کمدی، بن‌مایه فکری جدی ندارد؟

نشانه‌های اغراق‌آمیز از مرد بالاشهری متمول بدجنس و پسرکِ عاشق‌پیشه فقیر و معصومِ پائین‌شهری؛ همان تمی که در فیلمفارسی قبل انقلاب دیده می‌شد مانند: «شرمسار» رشیدیان و «شب قوزی» فرخ غفاری، «ولگرد»، «افسونگر»، «گلنسا»، «رقاصه شهر» و… همه این فیلم‌ها خصلتی دوگانه داشتند؛ از یک‌سو شهر را به‌عنوان مرکز فساد و تباهی موردانتقاد قرار می‌دادند و از سوی دیگر از مظاهر شهرنشینی وارداتی مثل کاباره و کافه و مظاهر مدرن و آواز به ‌عنوان عامل جذب تماشاگر استفاده می‌کردند! در این فیلم‌ها همه‌چیز بر اساس تصادف و شانس و بخت پیش می‌رود، حتی پولدار شدن، ازدواج کردن و…

در فیلم آینه بغل با جنسی از سینمای اعتراضیِ بی‌خطر و اتوکشیده روبه‌روییم که این سؤال را برای مخاطب دغدغه‌مند ایجاد می‌کند که در وضعیت تحریم و تحقیر کشور، چرا سینمای کمدی، بن‌مایه فکری جدی ندارد؟ سینمای ایران بعد از انقلاب، از وجود وجوهِ ناپسندِ فیلمفارسی رهایی یافته بود اما در کمال تعجب، همان مؤلفه‌های فیلمفارسی مثل تحمیق توده‌ها و ژست‌های ضد سنت و مذهب صادق هدایت و… بعد از انقلاب اسلامی، به اسم سینمای کمدی، با حذف فحشای علنی، مجدداً احیا شد! فضای روتین و سبک نئورئالیسم و جشنواره‌ای در پایان جنگ، تب رایجی شد که موضوعات جنگ و انقلاب را دستمایه شوخی و یا هزل و یا حذف قرار می‌داد؛ آدم‌های زودباور، ترسو، ساده‌انگار و قهرمان‌های منفعل و در حاشیه تمدن و…در سینما به مردم معرفی می‌شد!

یکی از چالش‌های سینمای کمدی در ایران، فقدان ادبیات و رمانِ ماقبل سینماست؛ سینمای ایران، مشقِ کمدی صامت را انجام نداده است و به‌جای شخصیت‌پردازی و پرسوناژ سازی، به‌اشتباه، یکسره دنبال دیالوگ‌نویسی برای سلبریتی ها رفتند و کمدی را گفتگوی بامزه قلمداد نمودند. در حالیکه اساساً دیالوگ، توانایی برپانمودن موضوع و ایده را ندارد و این موضوع است که دیالوگ را ایجاد می‌کند نه برعکس! و بماند که هنوز قهرمان واقعی در سینمای ایران شکل نگرفته است!.سینماپرس

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد