لاو سینما : سینمای ایران و جهان

تحدید استفاده از متریال و وجود زوایای گوناگون در اثر، مانع روایت یک داستان رادیکال شده است. فیلم تلاش میکند که از معیارها و کلیشه‌های همیشگی باهوش بودن فاصله بگیرد

آخرين به روز رساني : چهارشنبه 22 آذر 1396


کل مطلب : 3814 مطلب / کل بازديد : 522,4101
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليط زير سقف دودي





موضوع : سینمای جهان
کد مطلب : 3770
تاريخ انتشار : پنجشنبه 16 آذر 1396 - 1:58

گزیده نظرات منتقدین را در باره فیلم Murder on the Orient Express (قتل در قطار سریع‌السیر شرق)  اینجا می خوانید

80- جیمی گراهام (توتال فیلم)

 

«کنت برانا» محرک جدیدی برای به راه‌انداختن دوباره چرخ‌های رمان‌هایی پیدا کرده‌است، که مکررا تبدیل به فیلم شده‌اند.

 

 

 

70- تاد مک‌کارتی (هالیوود ریپورتر)

 

تحدید استفاده از متریال و وجود زوایای گوناگون در اثر، مانع روایت یک داستان رادیکال شده است. فیلم تلاش میکند که از معیارها و کلیشه‌های همیشگی باهوش بودن فاصله بگیرد و با اضافه کردن شخصیت‌های رنگارنگ، داستان این کارآگاه بلژیکی را جذاب‌تر جلوه دهد.

 

 

 

60- رابی کالین (تلگراف)

 

بازسازی این اثر میتوانست خیلی فراتر از اینها برود. «قطار سریع‌السیر» دائما در حال های‌وهوی است، من با این فکر از سینما خارج شدم که کاش قطار آنقدر شجاعت داشت از ریل خارج شود.

 

 

 

60- ویل لاورنس (امپایر)

 

سفری لذتبخش با چهره‌هایی نام‌آشنا که قبل از رسیدن به مقصد، از مسیرش منحرف میشود.

 

 

 

60- آنا اسمیت (تایم آوت لندن)

 

ازدیاد کارکتر کمی موجب آشفته شدن فضا شده، اما کارگردانی موزون «برانا» حتی کسانی که رمان را خوانده‌اند هم، جذب میکند.

 

 

 

55- تاد گیلکریست (رپ)

 

در یک کلام، نمیتوان با قاطعیت گفت که «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» افتضاح است، فقط بی‌روح است و آنقدر به ظاهر پرداخته شده است، که بطن معماگونه و باراحساسی فیلم، بخوبی منتقل نمیشود.

 

 

 

50- تام گریرسون (اسکرین اینترنشنال)

 

«برانا» هم در کارگردانی و هم در بازی افراط میکند و سعی دارد داستان را به طرزی تصنعی پیچیده کند. و همین موجب میشود که قتل یک طرح از پیش برنامه‌ریزی شده بنظر بیاید تا یک اتفاق غیرمترقبه.

 

 

 

50- پیتر دبروج (ورایتی)

 

با اینکه او در ترسیم بیادماندنی‌ترین اثر سینمایی در مورد «پوارو» موفق بوده است، اما فیلم در کل شکست‌خورده است. ازدیاد شخصیت و سرهم‌بندی بد، موجب میشود کسانی که بدون اطلاع قبلی از داستان، فیلم را ببینند و از سینما خارج شوند، پایان پیچیده و بد فیلم را متوجه نشوند.

 

 

 

50- دیوید ارلیچ (اندی‌وایر)

 

یک فیلم با ظاهر زیبا، که بیشتر روی تجملات تمرکز کرده است. بطن معماگونه فیلم، به محض اینکه قطار از ایستگاه خارج میشود، از بین میرود.

 

 

 

40- پیتر برادشاو (گاردین)

 

فیلم تا انتها مبهم است.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد