لاو سینما : سینمای ایران و جهان

اما نکاتی که گفته شد درباره ی شناخت سینمای مکری بود و اساسا این یادداشت قرار است به فیلم جدید مکری بپردازد.

آخرين به روز رساني : چهارشنبه 22 آذر 1396


کل مطلب : 3814 مطلب / کل بازديد : 522,4781
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليط زير سقف دودي





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 3699
تاريخ انتشار : شنبه 11 آذر 1396 - 11:50

قبل از اینکه فیلم جدید شهرام مکری را ببینم فکر می کردم قطعا قرار است اتفاق عجیب تری نسبت به فیلم قبلی اش رخ بدهد و حتما مکری فرمول جدیدتری برای فیلمش انتخاب کرده، به این جهت که اساسا مکری را یک فیلمساز نمی دانم قبل از این که او فیلمساز باشد یک ریاضیدانِ هوشمند است یک آدمی که به فیزیک و فلسفه بیشتر از سینما علاقه دارد. اما اگر بخواهیم درباره ی هجوم فارغ از ذوق زدگی حرف بزنیم این فیلم آن چیزی نیست که ما بعد از ماهی و گربه از مکری انتظار داشتیم ، فرم و فرمالیست بودن خیلی هم خوب است و نگارنده بیشتر از محتوا فرم را می پسندد چرا که فیلمِ موفق از فرم به محتوا می رسد به همین دلیل است که تمامی فیلم های مکری را دوست دارم چه فیلم های کوتاه معروفش طوفان سنجاقک و محدوده دایره و چه فیلم ماهی و گربه، در سینمای مکری فلسفه و حساب حرف اول را می زند دنیای فیلم های مکری خاص و دور از انتظار تماشاگر است چند بار به این موضوع فکر کردم که شاید مکری خواب های شبانه اش را تبدیل به فیلم می کند، بله دقیقا می خواهم بگویم سینمای مکری از فضای رئالیستی به دور است نه اینکه بخواهد با فرم ادای سینمای اروپا یا هالیوود را دربیاورد و نه اینکه بخواهد وارد دنیای سورئال بشود، مکری با اعتماد بیش از حدی فرم پردازی می کند به همین دلیل است که احساس می شود مکری در قدم اول برای ساختن فیلم جدیدش اول به فرم و موقعیت سازی فکر می کند، فیلم کوتاه دایره محدوه را به یاد بیاورید که از فضای دانشگاه چه استفاده ی خلاقانه یی کرده بود یا در فیلم ماهی و گربه از فضای جنگل به چشمه یی می رسید که همه چیز در نگاه اول به آرامش و طبیعت گردی شبیه بود اما مکری با بهره گیری از فرم  دلهره و آشوب را به محتوا اضافه می کرد اما تمامی این بهره گیری ها نشان دهنده ی نگاه ریزبینانه مکری به موقعیت پردازی و ایجاد فرم است در فیلم های او زمان فراموش می شود و تماشاگر می تواند ساعت ها با شخصیت های او همراه شود مکری در فیلم هایش به تماشاگر لطف می کند که فیلم را در یک نقطه یی به پایان می رساند و اگر نه مکری این قابلیت را دارد با استفاده از فرم به قصه پردازی لایه ای برسد او می تواند با یک ایده ساعت ها فرم پردازی کند و شخصیت هایش را وارد بحران های جدید کند، شکل و ساختار سینمای مکری به اندازه یی عمیق می باشد که مرز میان تخیل و واقعیت از بین می رود و تماشاگر می تواند خودش را به دست مکری بسپارد تا در دنیای دیگری قدم بگذارد فیلمسازِ ریاضیدان ما با هوشمندی کامل و نگرشِ فرمالیستی به جایگاهی رسیده که عمق در فیلم هایش به معنای کامل احساس می شود و مکری با هوشمندی تمام می تواند مخاطبش را تحت تاثیر موقعیت های فیلمش قرار دهد، نگاه مکری به جزئیات و منطق روایی و شکل گیری درام از سوی دیگری تعریف شده است سکانس پلان ساختن برای مکری تبدیل به یک جذابیت شده که این جذابیت در فرم و محتوا خلاصه می شود ، اساسا سینمای مکری بر اساس سلیقه ی تماشاگر است هیچ حد وسطی در دوست داشتن سینمای او دیده نمی شود عده ای فیلم های او را دوست دارند و عده ای ندارند اما کسانی که سینمای مکری را می پسندند الزاما مخاطب خاص تلقی نمی شوند اگر فیلم های مکری در گروه آزاد اکران می شد این احتمال وجود داشت که مخاطبان عام همه شیفته ی این نوع سینما شوند سینمایی که بر خلاف جریان اصلی شکل گرفته ، اما نکاتی که گفته شد درباره ی شناخت سینمای مکری بود و اساسا این یادداشت قرار است به فیلم جدید مکری بپردازد.

در وهله ی نخست نکته ی مهمی در هجوم دیده می شود و آن زحمت های ساختاری ست که فیلمساز تاکید دارد با این شیوه فیلم بسازد این از نظر یک حدیث نفس یا اعتقاد سینمایی مربوط به فیلمساز می شود که تا کجا می خواهد این شیوه را ادامه بدهد و تماشاگرش چقدر می تواند این فرمول دایره وار را بپذیرد،اما چند ماه پیش اخبار خبری را اعلام کرد که هنوز در جهان آدم هایی هستند که خونخوارند و احتیاج به خوردن خون دارند این آدم ها در جامعه به صورت مخفی حضور دارند و شاید کسی هم متوجه ی این نیاز نشود تا وقتی که آدم خونخوار به خون نیاز داشته باشد این خبر یک حقیقت ترسناک محسوب می شود که داستان اصلی فیلم هجوم است، چند بازپرس به ورزشگاهی می آیند که بدانند سامان چگونه به قتل رسیده است علی به عنوان قاتل به صحنه ی جرم می آید تا جزئیات قتل را به بازپرس ها شرح دهد فیلم با روایت یک داستان جنایی یا ماجراجویانه یی آغاز می شود که تماشاگر فکر می کند قرار است مثل فیلم های گذشته مکری رودست بخورد اما مکری هیچ فکری به حال رودست خوردن جدیدی از جنس فیلم ماهی و گربه نکرده و تماشاگرش را در تعلیق های وسیعی می گذارد اما مکری به این تعلیق ها پاسخ می دهد ولی پاسخ ها به نظر منطقی نمی رسند، هر چقدر که از فیلم می گذرد و این شکل دایره وار وسعت می گیرد می فهمیم که علی به تنهایی سامان را به قتل نرسانده و این یک فکر دسته جمعی بوده از سوی دیگر مکری با زبانی هر چند نارسا اما وارد دنیای همجنسگرایی هم شده است دنیای احتیاجات و نیازهایی که سرکوب شده است و این نیاز را مکری با محافظه کاری در فیلم گنجانده، اساسا جهان فیلم هجوم با ماهی و گربه تفاوت های چشمگیری دارد، فیلمساز تصمیم می گیرد فیلمش را در فضای های داخلی تو در تو بسازد که باعث پیچیدگی موضوعی بیشتر شود، مکری ترجیح می دهد فیلمش را با سکانس پلان بسازد تا تماشاگر با علی و سامان و نگار همراه شود بله فیلمساز با اصرا تماشگرش را وارد یک جریان دایره وار می کند و موقعیت های دلهره آور به همراه طراحی صحنه ، جلوه های ویژه و موسیقی به وجود می آورد ، اما با تمامی این بحث ها تاکید مکری برای حفظ این فرم گم کردن زمان است، زمان در فیلم مکری معنا ندارد و مکری می خواهد با استفاده از این فرم به ابعاد دیگر قصه نگاه کند به طوری که مثلا کامبیز و صادق چگونه کشته شده اند یا علی آن چاقو را چگونه بدست آورده ، صدای علی به عنوان دانای کل نریشن می گوید اما گاهی احساس می شود علی وارد تخیلاتش می شود به همین جهت نمی شود ابعاد شخصیت پردازی و دیالوگ های دایره وار هجوم را پذیرفت این گونه فرض می شود که تمامی شخصیت ها می می توانند سامان را به قتل رسانده باشند اساسا این فرضیه ها و فضاسازی و ایجاد موقعیت های وهم آلود و غبار آلود که به رنگ های مختلفی تبدیل می شوند ژانر فیلم را جنایی نمی کند، اما می توان در همین حد پذیرفت که مکری بر اساس فرم پردازی هایش وارد فضای دلهره آوری شده فضاهای تو در تو یا تکرار روایت از نگاه فرد دیگر ژانر جنایی یا فراتر از آن سورئال محسوب نمی شود هجوم بیشتر یک سیال ذهن ست با روایت گوناگون و نشان دادن ابعاد گسترده از یک اتفاق است فیلمساز با زبانی صریح به تماشاگرش نشان می دهد که می توان این سیال ذهن را گسترده کند تا جایی که فیلم وارد دنیای تخیل هم می شود و اساسا نمی شود عمقِ حقیقی یا دروغین هجوم را احساس کرد اگر ماهی و گربه را به یاد بیاورد متوجه خواهید شد که مکری با ترفندی جدید تماشاگرش را وارد قصه یی می کرد که جذابیت محتوایی به همراه داشت یا لااقل در ماهی و گربه حقیقت روایی قصه و مناسبات رابطه ها به نتیجه می رسید اما در هجوم همه چیز بر پایه ی شکل فرمیک درآمده است با اینکه هجوم در نود دقیقه ساخته شده یعنی سی دقیقه کم تر از ماهی و گربه اما به هیچ وجه نمی تواند تماشاگر را متقاعد کند، این روند شکل گیری اگر چه با مشقت های فراوان شکل گرفته اما این شکل تا زمانی می تواند تماشاگر را همراه کند که پایه و اساس محکم و بستری منطقی در ارائه داشته باشد چرا که این فرم در سینما  پایانی منطقی تر از فیلم های مرسوم را می طلبد اینکه علی دچار دوگانگی می شود نمی تواند حرف های نگار را باور کند اما در آخر، زمانی که سامان نمی داند علی در آن رم چه چیزی گفته ، علی حرف های نگار را درک می کند اما حرف های نگار هم با تخیلی همراه است که قابل درک نمی باشد اگر بخواهم صریح تر بگویم تنها نکته ی مثبت هجوم در ساختار آن خلاصه شده است البته ساختاری با فرمول همیشگی فیلمسازش و از آنجایی که سینمای ایران دچار فقر فرمیک است بعضی از کارشناسان سینما معتقدند که هجوم فیلم عجیب و غریبی است اما این عجیب و غریب بودن دلیل موجه یی در تکرار فرمیک و ایجاد تخیل در بوجود آوری محتوا نیست ما در جامعه یی زندگی می کنیم که واقعیت برای ما مهم تر از ایجاد دنیای تخیلی ست، سینمای ما شهرام مکری را به عنوان یک فیلمساز جوان و نوآور نیاز دارد اما نمی شود این نیاز در تکرار شدن خلاصه شود ، نکته ی منفی هجوم در محتوا و پیچش های غیرمنطقی اش به طور واضح رویت می شود مکری برای رسیدن به هدف از راه هایی عبور کرده که انگار قالب فیلم گنجایش پذیرفتن محتوا را ندارد ، اما همان طور که در اوایل این یادداشت نوشته شد مکری در ساختار و بحث فرمیک بسیار هوشمندانه عمل کرده ولی این هوشمندی  زمانی جواب می دهد که تماشاگر بتواند با جهان فیلم ارتباط برقرار کند، هجوم به اندازه ی فیلم قبلی یا فیلم کوتاه های مکری نمی تواند خاص باشد گریم های سنگین و صورت های بی روح شخصیت ها، فضای غبار آلود ، انبار داری که معلوم نیست در آنجا چیکار می کند لباس های تیره و خالکوبی ها نه به سینمای جنایی و نه به دنیای آخرزمانی یا سیاست مربوط می شود و مهم تر از این آن نقاشی انتهایی که روی چمدان کشیده شده است نمی تواند تفکر سیاسی از جامعه ی امروز باشد با اینکه شاید فیلمساز قصد داشته به تمامی این موضوعات اشاره کند اما فیلم هجوم پتانسیل این همه اشاره را نداشته و از سوی دیگر به نظر می رسد در سینمای مکری نکته ی مهم در فرم خلاصه می شود.

با تمامی این گفته ها فیلم هجوم در این شرایط بغرنج که سینمای ایران از ایجاد نوآوری رنج می برد حداقل می شود به شهرام مکری در ساختار (هرچند تکراری) امیدوار بود.افشین علیار-روزنامه هنرمند

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد