لاو سینما : سینمای ایران و جهان

بالاخره ساعت موعود فرارسید و زنگ آغاز رونمایی از نخستین فیلم مهران مدیری در مقام کارگردان سینما به صدا درآمد؛ یک مهمانی باشکوه تا نیمه‌شب برای تماشای...

آخرين به روز رساني : دوشنبه 30 مهر 1397


کل مطلب : 4640 مطلب / کل بازديد : 638,9851
تبليغات

خرید بلیت شعله ور
خرید بلیت یک کیلو و بیست و یک گرم
خريد بليت چراغ های ناتمام
خرید بلیت داش آکل
خرید بلیت تنگه ابوقریب
خرید بلیت پشت دیوار سکوت
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 3589
تاريخ انتشار : جمعه 30 تير 1396 - 10:24

بالاخره ساعت موعود فرارسید و زنگ آغاز رونمایی از نخستین فیلم مهران مدیری در مقام کارگردان سینما به صدا درآمد؛ یک مهمانی باشکوه تا نیمه‌شب برای تماشای «ساعت پنج عصر».

تيتراژ با آوار توپ‌هاي پينگ‌پنگ كش مي‌آيد و فيلم با كش‌آمدن مهرداد پرهام روي تخت در يك صبح برفي آغاز مي‌شود؛ برفي كه ديگر تا ساعت پنج عصر آن روز نه خبري از خودش هست و نه گل و شل احتمالي آب‌شدنش.مديري فيلم را با شيطنت نمايش كف آلوده بازيگر اصلي در همان دقايق ابتدايي جا مي‌اندازد و بعد هم با لجبازي‌هاي رانندگي در تهران كه خوشايند تماشاگران است، ادامه مي‌دهد. ساعت پنج عصر حتي تا زماني كه صحنه‌هاي بيمارستان با آخرين نفس‌هاي يك بيمار سالخورده و ازدحام جمعيت پيش مي‌رود، كاري قابل اعتناست اما ناگهان انگار مديري مي‌غلتد در آغوش كارنامه تلويزيوني خود و نوبت به نمايش موقعيت‌هايي مي‌رسد كه شايد نمونه‌هايش را در كارهاي طنز او بارها ديده‌ايم.

 

سوءتفاهم‌هاي مكرر كه بي‌شباهت به حال و هواي «مرد هزارچهره» نيست و طنازي‌هاي بامزه اما هميشگي سيامك انصاري در همه سريال‌هاي تلويزيوني مديري. البته اين بار اين طنز موقعيت هوشمندانه‌تر و كمي عميق‌تر از آب درآمده است اما به‌عنوان مثال تقبل انجام امور ترخيص و تشييع جنازه همسر يك زن سالخورده و گيرافتادن در موقعيت‌هاي كمدي و البته ملال‌آور ديگر محلي از اعراب ندارد.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد