لاو سینما : سینمای ایران و جهان

اساساً این نحو گره‌گشایی جز این‌که به ابهام ماجرا بیفزاید فایده دیگری ندارد. علت این مبهم بودن این است که فیلم به شکل وفادارانه‌ای سعی می‌کند همیشه و در تمامی ل

آخرين به روز رساني : سه شنبه 21 آذر 1396


کل مطلب : 3809 مطلب / کل بازديد : 521,7241
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليط زير سقف دودي





موضوع : سینمای جهان
کد مطلب : 3338
تاريخ انتشار : جمعه 22 ارديبهشت 1396 - 2:46

غافلگیری یکی از عناصر مهم در تریلرهاست. تریلرها هر چقدر هم که کلیشه‌ای ساخته شوند باید چند ترفند فریبنده در آسیتن داشته باشند تا تماشاگر با دیدن این ترفندها غافلگیر شود. اگر این ترفندها چندان قانع‌کننده نباشند مشکل بشود فیلمی در این ژانر را دوست داشت. مشکل طلا آخرین ساخته گاگان هم از اینجا شروع می‌شود. ترفندهای داستانی در فیلم وجود دارند اما این ترفندها جدای از آن که چندان قانع‌کننده نیستند، هیجان و غافلگیری چندانی هم در تماشاگر ایجاد نمی‌کنند. علت این که ترفندهای داستانی در فیلم طلا به درستی کار نمی‌کند و آن غافلگیری پایانی چندان شوقی در بیننده برنمی‌انگیزد چند چیز است. 

 

مهم‌ترین دلیل عدم موفقیت طلا در این‌ است که فیلم تلاش زیادی می‌کند تا پیچیده باشد. اما مشکل اینجاست که این تلاش برای پیچیدگی توازن قصه را به هم زده. از یک طرف ما با کلی مباحث و مسائل اقتصادی سر و کار داریم که نویسندگان با جزئیات فراوانی به آن‌ها پرداخته‌اند، اما از آن‌ طرف به درستی به مباحث مهم‌تری مثل رابطه عاطفی کنی با کِی و چرایی ظهور و سقوط کنی نپرداخته‌اند.

 

تکلیف آن صد و شصت و چهار میلیون دلار گمشده فقط در ظاهر معلوم می‌شود. بله، ما متوجه می‌شویم که داستانی که آن مامور اف.بی.آی برای کنی تعریف می‌کند تمامی حقیقت نیست و مایکل احتمالاً فرار کرده و توانسته با زرنگی تمام آن صد و شصت و چهار میلیون دلار را برای خودش بردارد و در پایان نیمی از آن را به کنی ببخشد. اما هیچ‌گاه معلوم نمی‌شود که چه بلایی سر خود مایکل آمده و چقدر از داستانی که ما درباره مایکل شنیدیم حقیقت است و چقدرش دروغ.

 

اساساً این نحو گره‌گشایی جز این‌که به ابهام ماجرا بیفزاید فایده دیگری ندارد. علت این مبهم بودن این است که فیلم به شکل وفادارانه‌ای سعی می‌کند همیشه و در تمامی لحظات همراه کنی باشد. این وفاداری به حدی است که فرصتی به سایر شخصیت‌های فیلم داده نمی‌شود که در برابر کنی عرض اندام کنند. ما چه چیزی از مایکل می‌دانیم که باعث شود باور کنیم او انقدر زرنگ و رند هست که نقشه پیچیده پایانی را اجرا کند و سر همه، حتی وال استریت را کلاه بگذارد و آن مبلغ هنگفت را بالا بکشد تا بین خودش و کنی تقسیم کند. 

 

مایکل در تمامی طول فیلم زیر سایه کنی است و همین امر باعث می‌شود که این شخصیت به درستی به تماشاگر شناسانده نشود تا تماشاگر آن ترفند و رو دست پایانی را باور کند. این مشکلات باعث شده پایان فیلم طلا بیش از آن‌که غافلگیرکننده باشد مبهم به نظر برسد. حتی در مورد شخصیت اصلی فیلم یعنی کنی ولز هم چنین مشکلاتی وجود دارد. ما با این‌که در تمام طول فیلم همراه او هستیم متوجه نمی‌شویم او چه چیز جذابی داشته که باید دو ساعت تمام زندگی و سرنوشت او را مشاهده کنیم. 

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد