لاو سینما : سینمای ایران و جهان

 در حالی که اغلب رسانه‌های اصولگرا به انتقاد از فیلم «سلام بمبئی» پرداختند و از این فیلم با عنوان‌هایی همچون بازگشت سینمای ایران…

آخرین به روز رسانی : شنبه 27 آبان 1396


کل مطلب : 3608 مطلب / کل بازدید : 505,6511
تبلیغات

تبلیغات
کانال تلگرام لاوسینما
خرید بلیط زیر سقف دودی





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 2471
تاریخ انتشار : سه شنبه 23 آذر 1395 - 21:38
بازدید : 32346

 در حالی که اغلب رسانه‌های اصولگرا به انتقاد از فیلم «سلام بمبئی» پرداختند و از این فیلم با عنوان‌هایی همچون بازگشت سینمای ایران به فیلمفارسی و فیلم‌های کاباره‌ای یاد کردند، روزنامه جوان به دفاع تمام قد از فیلم قربان محمد پور پرداخته و می‌نویسد «سلام بمبئی» برخلاف فیلم‌های رضا عطاران مبتنی بر چند تکه کلام و صحنه‌های کارت پستالی نیست و بر خلاف «ابد و یک روز» در «سلام بمبئی» چهره‌ای نازل از مادر یک خانواده نشان داده نشده است!

در بخش‌هایی از مطلب روزنامه جوان که در حمایت از «سلام بمبئی» نوشته شده، آمده است: «سینمایی که واجد مؤلفه‌های مردم‌پسند باشد همواره از سوی شبه‌روشنفکران با برچسب فیلمفارسی مورد تخطئه قرار گرفته است و «سلام بمبئی» از این نظر نقطه مقابل سینمای شبه‌روشنفکری قرار می‌گیرد. اثری که ثابت می‌کند بدون زیرپا گذاشتن خط قرمزهای اخلاقی و البته با رعایت استانداردهای سینمایی می‌توان فیلم عامه‌پسند ساخت. قربان محمدپور با اینکه نام شناخته شده‌ای در سینمای ایران نیست و لیستی از فیلمفارسی‌های یکی، دو دهه اخیر سینمای ایران را نوشته و ساخته است، اما «سلام بمبئی» در کارنامه سینمایی او قطعاً یک جهش محسوب می‌شود. «سلام بمبئی» فیلم خوبی است چون مبتنی بر قابلیت‌ها و ظرفیت‌های ذاتی سینما بنا شده است؛ فیلمی که به لحاظ سینمایی در نقطه مقابل سینمای شبه‌روشنفکری ایران قرار می‌گیرد و خوشبختانه تلخکام کردن و ناامید کردن مخاطب بیچاره ایرانی را رسالت اصلی سینما فرض نکرده است.»

در ادامه این مطلب، روزنامه «جوان» انتقاداتی هم به فیلم‌های رضا عطاران از جمله «من سالوادور نیستم» وارد می‌کند و می‌نویسد: «سلام بمبئی صرفاً مانند فیلمفارسی‌های سال‌های اخیر رضا عطاران مبتنی بر چند تکه کلام و صحنه‌های کارت‌پستالی کنار دریا تولید نشده است. البته در «سلام بمبئی» هم ساحل دریا دیده می‌شود، اما نه صرفاً برای شیره مالیدن سر مخاطب. «من سالوادور نیستم» از این لحاظ برای مقایسه با «سلام بمبئی» مورد مناسبی است که هر دو اثر در خارج از ایران و در یکی از شهرهای توریستی مشهور ساخته شده‌اند، اما فارغ از این وجه اشتراک دو فیلم به لحاظ وفادار بودن به سینما و اصول حرفه‌ای که رابطه مستقیمی با احترام به مخاطب پیدا می‌کند وجوه متمایز زیادی دارند.  در «من سالوادور نیستم» یک گروه فیلمسازی به واسطه حمایت یک شرکت توریستی سفری به سائوپائولو رفته‌اند و ضمن آن تصاویری هم گرفته‌اند و به ایران بازگشته‌اند و حتی به خود زحمت نداده‌اند صحنه‌های داخلی مربوط به برزیل را در همان کشور ضبط کنند. مخاطب در واقع به واسطه پوستر خوش‌ آب و رنگی از بازیگر زن برزیلی لب ساحل سائوپائولو و البته چهره رضا عطاران به سینما می‌رود.»

این روزنامه اصولگرا معتقد است پوستر یک فیلم سینمایی جایی برای فلسفه بافی نیست و اگر عده‌ای با دیدن پوستر فیلم گول می‌خورند و به تماشای آن در سالن‌های سینمایی می‌پردازند، نباید آن را توهین به مخاطب ایرانی عنوان کرد: «البته اینکه عده‌ای با دیدن پوستر یک فیلم گول می‌خورند و به سینما می‌روند نباید توهین به مخاطب ایرانی محسوب شود، در همه دنیا پوستر فیلم جزو اصلی‌ترین ابزار تبلیغ فیلم‌ها محسوب می‌شود و سینما هم جای فلسفه‌بافی مانند آنچه شبه‌روشنفکران ایرانی می‌انگارند، نیست. سینما در همه دنیا مبتنی بر شکوه و عظمت داستان‌ها و صحنه‌هایی، مردم را به سمت خود می‌کشد که ایده‌آلیستی و آرمانی محسوب می‌شوند. مردم در همه دنیا به سینما می‌روند تا آنچه را در دنیای واقعی و در قالب زندگی روزمره خود قادر به تجربه آن نیستند، در زمانی کوتاه تجربه کنند، با لحظه‌های فیلم به طور دسته‌جمعی بخندند، گریه کنند، عاشق شوند، احساساتی شوند و آدرنالین خون‌شان کم و زیاد شود. این دقیقاً همان ذات سینماست و همان عنصری است که شبه‌روشنفکران ایرانی دهه‌هاست آن را نفهمیده‌اند و سینمای ایران را با شعار و شعر در هم تنیده‌اند و بارها این هنر صنعت را تا مرز ورشکستگی رهنمون کرده‌اند.»

«جوان» می‌گوید که «سلام بمبئی» ضد سینمای روشنفکرانه است و قربان محمد پور سینما را با میتینگ سیاسی و یا کلاس درس اخلاق اشتباه نگرفته است:« سلام بمبئی از این لحاظ ضدسینمای روشنفکری عمل کرده است. فیلم پایه‌های خود را بر تلخی و سیاهی روابط میان آدم‌ها برای القای منویات فلسفی و سیاسی بسترسازی نکرده است. نه اینکه تلخی در فیلم نباشد بلکه تلخی و شیرینی، غم و شادی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، فیلم ابداً قصد صدور بیانیه تصویری و کلامی ندارد و اصلاً چنین ادعایی ندارد. فیلمساز سینما را با میتینگ سیاسی یا کلاس درس اخلاق اشتباه نگرفته و دقیقاً اثرش را برای مردم و به احترام مردم ساخته است. چرا می‌گوییم که «سلام بمبئی» به مردم احترام گذاشته؟ چون اصول فنی و تکنیکی لازم برای قوام یک اثر سینمایی مخاطب‌پسند را رعایت کرده است.»

رسانه اصولگرا که گویا دل خوشی از جوایز اهدا شده به فیلم سعید روستایی ندارد، می‌نویسد برخلاف «ابد و یک روز»، فیلم قربان محمد پور تصویری نازل از یک مادر ایرانی را نشان نمی‌دهد: «نکته مثبت دیگری که فیلم «سلام بمبئی» از آن سود می‌برد و می‌تواند برای فیلمسازان شبه‌روشنفکر و سیاست‌زده ایرانی مفید باشد، مسئله احترام به خانواده و در رأس آن مادر است. کمتر فیلم ایرانی را می‌توان یافت که خانواده و به‌خصوص تکریم مادر در آن پررنگ باشد. گویی این حقیقت مقدس در فرهنگ ایرانی سال‌هاست که در سینمای ایران به عنصری بی‌ارزش تبدیل شده است. فیلم «ابد و یک روز» به عنوان جایزه‌گیرترین فیلم سال‌های اخیر سینمای ایران که نظر مثبت اغلب طیف‌های فکری سینما را نیز به خود جلب کرد، فیلمی است که به بهانه رئالیسم، نازل‌ترین تصویر ممکن از مادر ایرانی را ارائه داده و خانواده را در پست‌ترین وضعیت تاریخی سینمای ایران به تصویر کشیده است و البته در تمام محافل شبه‌روشنفکری سینما نیز تجلیل می‌شود و بیشترین جوایز جشنواره فجر انقلاب اسلامی را نیز به خود اختصاص می‌دهد. جالب است که «ابد و یک روز» در برخی محافل به اصطلاح ارزشی و اصولگرا نیز با استدلال اینکه پایان‌بندی فیلم ناامیدانه نیست، مورد تمجید قرار می‌گیرد.»

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازدید